امروز : شنبه 28 شهریور 1405
مادرانه

تجربه من

من تا حدود ماه هفتم خودم رانندگی می‌کردم، ولی هر چی شکمم بزرگ‌تر شد، احساس کردم موقع چرخوندن فرمون و ترمز گرفتن راحت نیستم.

یه روز که توی ترافیک مونده بودم، تصمیم گرفتم دیگه برای مسیرهای طولانی رانندگی نکنم و بیشتر همسرم رانندگی کنه. راستش خیال خودم هم راحت‌تر شد. 


 نظر ماما

اگر بارداری طبیعی داشته باشید و احساس سرگیجه، درد، انقباض یا محدودیت حرکتی نداشته باشید، معمولاً رانندگی در ماه‌های اول و میانی بارداری مشکلی ایجاد نمی‌کند.

اما در ماه‌های آخر، به دلیل بزرگ شدن شکم، کاهش سرعت واکنش و خستگی بیشتر، بهتر است از رانندگی‌های طولانی یا مسیرهای پراسترس خودداری کنید.

همیشه کمربند ایمنی را به‌درستی ببندید؛ قسمت پایینی کمربند باید زیر شکم و روی استخوان لگن قرار بگیرد و قسمت مورب از روی شانه و کنار شکم عبور کند.


 نکته مامانانه

اگر مجبور به رانندگی بودم، صندلی رو کمی عقب می‌بردم تا فاصله مناسبی با فرمان داشته باشم و راحت‌تر نفس بکشم.


 باور اشتباه

«کمربند ایمنی در بارداری برای جنین خطر دارد.»

خیر. بستن صحیح کمربند ایمنی از مادر و جنین محافظت می‌کند و در تصادف، ایمن‌تر از نبستن آن است.


 تجربه شما

شما تا چند ماهگی بارداری رانندگی کردید؟ خودتون پشت فرمون راحت بودید یا ترجیح دادید دیگه رانندگی نکنید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

هفته ۳۶ که رفتم ویزیت، دکتر گفت نی‌نی هنوز سرش پایین نیومده و به حالت بریچ (نشسته) قرار داره.

راستش همون لحظه کلی استرس گرفتم. فکر می‌کردم دیگه هیچ شانسی برای زایمان طبیعی ندارم.

اما دکترم گفت هنوز ممکنه تا هفته‌های آخر خودش بچرخه و لازم نیست از الان نگران باشم.

هر چند روز باهاش حرف می‌زدم و می‌گفتم: «مامان جان، وقتشه بچرخی.» 

آخرش هم قبل از زایمان خودش سرش پایین اومد و خیالم راحت شد.


 نظر ماما

بیشتر نوزادها تا هفته‌های ۳۶ تا ۳۷ بارداری به حالت سر پایین قرار می‌گیرند، اما بعضی از آن‌ها دیرتر تغییر وضعیت می‌دهند.

اگر تا هفته‌های پایانی بارداری جنین همچنان در وضعیت بریچ (نشسته) یا عرضی باشد، پزشک با توجه به شرایط مادر و جنین درباره بهترین و ایمن‌ترین روش زایمان تصمیم می‌گیرد.

بنابراین، سر پایین نبودن جنین به معنی قطعی بودن سزارین نیست، اما در بعضی شرایط ممکن است سزارین، ایمن‌ترین گزینه برای مادر و نوزاد باشد.


 نکته مامانانه

من یاد گرفتم تا قبل از اینکه پزشکم نظر نهایی رو بده، به حرف هر کسی گوش ندم. اطرافیان هر کدوم یه تجربه داشتن، ولی شرایط بارداری هر مامان با مامان دیگه فرق می‌کنه.


 باور اشتباه

«اگر نی‌نی تا هفته ۳۶ نچرخیده باشه، دیگه هیچ وقت نمی‌چرخه.»

این باور درست نیست. بعضی از نوزادها حتی در هفته‌های آخر بارداری هم تغییر وضعیت می‌دهند. البته این موضوع برای همه یکسان نیست و باید توسط پزشک بررسی شود.


 تجربه شما

نی‌نی شما از چند هفتگی سرش پایین اومد؟ اگر تا آخر بارداری نچرخید، پزشکتون چه تصمیمی گرفت؟ تجربه‌تون می‌تونه به خیلی از مامان‌های نگران آرامش بده.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

 تجربه من

ماه هشتم بارداری بود که قرار بود برای عروسی دخترخاله‌م بریم یه شهر دیگه. همه می‌گفتن نرو، خطرناکه! 

قبل از اینکه تصمیم بگیرم، از دکترم پرسیدم. بعد از معاینه گفت چون بارداریم طبیعی بود و مشکلی نداشتم، سفر کوتاه با رعایت چند نکته اشکالی نداره.

تو مسیر هر یک ساعت و نیم تا دو ساعت توقف می‌کردیم، کمی راه می‌رفتم و آب کافی می‌خوردم. همین باعث شد سفر راحت‌تری داشته باشم.


 نظر ماما

اگر بارداری شما کم‌خطر و بدون عارضه باشد، بسیاری از مادران می‌توانند با اجازه پزشک تا هفته‌های پایانی بارداری سفرهای کوتاه داشته باشند. اما اگر سابقه زایمان زودرس، خونریزی، پارگی کیسه آب، فشار خون بالا یا مشکلات خاص بارداری دارید، ممکن است پزشک سفر را توصیه نکند.

در سفرهای طولانی بهتر است:

  • هر ۱ تا ۲ ساعت کمی راه بروید.
  • آب کافی بنوشید.
  • کمربند ایمنی را به‌درستی زیر شکم و روی لگن ببندید.
  • مدارک پزشکی و شماره تماس پزشک را همراه داشته باشید.

 نکته مامانانه

من قبل از سفر، نزدیک‌ترین بیمارستان مقصد رو توی گوشی ذخیره کرده بودم. خدا رو شکر لازم نشد برم، ولی همین کار خیالم رو راحت‌تر کرده بود.


 باور اشتباه

«هر نوع مسافرتی در ماه‌های آخر بارداری ممنوع است.»

خیر. تصمیم درباره سفر به وضعیت بارداری، طول مسیر و نظر پزشک بستگی دارد و برای همه مادران یکسان نیست.


 تجربه شما

شما تا چند هفتگی بارداری سفر کردید؟ سفرتون راحت بود یا ترجیح می‌دادید تو خونه بمونید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

ماه هفتم بارداری بود که موقع پیاده شدن از ماشین، پام پیچ خورد و روی زانوهام افتادم. 

همون لحظه اولین فکری که به ذهنم رسید این بود:
«نکنه به نینیم آسیب رسیده باشه؟»

خوشبختانه شکمم به زمین نخورد، ولی از شدت استرس همون روز با پزشکم تماس گرفتم. بعد از معاینه و شنیدن ضربان قلب نی‌نی، خیالم راحت شد.

اون روز فهمیدم حتی اگر بعد از زمین خوردن احساس خوبی داشته باشیم، باز هم بهتره موضوع رو با پزشکمون در میون بذاریم.


 نظر ماما

بدن مادر و مایع آمنیوتیک تا حد زیادی از جنین محافظت می‌کنند، بنابراین هر زمین خوردنی به معنی آسیب دیدن جنین نیست.

با این حال، اگر بعد از زمین خوردن هر کدام از این علائم را داشتید، بهتر است هرچه زودتر با پزشک یا بیمارستان تماس بگیرید:

  • درد شدید یا مداوم شکم
  • خونریزی یا خروج مایع از واژن
  • کاهش حرکت جنین (بعد از زمانی که حرکات جنین را به‌طور منظم احساس می‌کنید)
  • انقباضات منظم یا شدید
  • ضربه مستقیم به شکم

حتی اگر هیچ علامتی نداشتید، در صورت زمین خوردن به‌ویژه در نیمه دوم بارداری، بهتر است پزشکتان را در جریان بگذارید تا در صورت نیاز شما را معاینه کند.


 نکته مامانانه

از وقتی شکمم بزرگ‌تر شد، کفش‌های لژدار و دمپایی‌های لیز رو کنار گذاشتم. شاید ساده به نظر برسه، ولی یه کفش راحت و بدون لغزش می‌تونه جلوی خیلی از زمین خوردن‌ها رو بگیره. 


 باور اشتباه

«اگر بعد از زمین خوردن درد نداشته باشم، حتماً همه چیز خوبه و نیازی نیست به پزشک خبر بدم.»

نه همیشه. بعضی وقت‌ها ممکنه علائم بلافاصله ظاهر نشن. به همین خاطر بهتره بعد از زمین خوردن، مخصوصاً در ماه‌های آخر بارداری، پزشک یا ماما رو در جریان بذارید تا اگر نیاز بود، بررسی‌های لازم انجام بشه.


 تجربه شما

شما هم توی بارداری زمین خوردید یا نزدیک بود تعادلتون رو از دست بدید؟ بعدش چه کار کردید؟ تجربه‌تون رو برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید باعث بشه دل یه مادر آروم‌تر بشه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:

من انقدر امروز و فردا کردم که یه شب با استرس شروع کردم وسایل جمع کردن. 

بعد فهمیدم بهتره از حدود هفته ۳۵ یا ۳۶ همه‌چیز آماده باشه.

این وسایل بیشتر به دردم خورد:

  • مدارک پزشکی
  • لباس راحت برای خودم
  • لباس نوزاد
  • پوشک و دستمال مرطوب
  • شارژر موبایل
  • دمپایی و لوازم بهداشتی

با آماده بودن چمدون، خیالم خیلی راحت‌تر بود.

 نظر ماما:

بهتره چمدان بیمارستان را از هفته ۳۵ تا ۳۶ بارداری آماده کنید. هرچند بیشتر نوزادها در زمان مقرر یا نزدیک به آن متولد می‌شوند، اما گاهی ممکن است زایمان زودتر از انتظار شروع شود. آماده بودن وسایل باعث می‌شود در لحظه شروع دردهای زایمان، با آرامش بیشتری راهی بیمارستان شوید.

وسایل مورد نیاز هر بیمارستان ممکن است کمی متفاوت باشد، اما معمولاً این موارد ضروری هستند:

 برای مادر:

  • مدارک شناسایی و دفترچه یا بیمه
  • پرونده و آزمایش‌های دوران بارداری
  • لباس راحت و جلو باز برای شیردهی
  • دمپایی، جوراب و لباس زیر
  • لوازم بهداشتی شخصی
  • شارژر موبایل و وسایل مورد نیاز خودتان

 برای نوزاد:

  • لباس مناسب فصل
  • کلاه، دستکش و جوراب
  • پتو یا قنداق
  • پوشک نوزادی

 اگر قصد زایمان در بیمارستان خصوصی یا دولتی را دارید، بهتر است چند هفته قبل از زایمان از بیمارستان بپرسید چه وسایلی را خودشان در اختیار شما قرار می‌دهند تا وسایل اضافی همراه نبرید.

تجربه شما:
شما چه وسیله‌ای با خودتون به بیمارستان بردید که بعداً فهمیدید واقعاً به دردتون خورد؟ یا برعکس، چه چیزی رو با خودتون بردید که اصلاً لازم نشد؟ تجربه‌تون می‌تونه به مامان‌های دیگه کمک کنه.
اگر شما هم این شرایط را تجربه کردید، لطفاً برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید تجربه شما نگرانی یک مادر دیگه رو کمتر کنه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:

من روز موعد زایمانم منتظر هر دردی بودم، ولی هیچ خبری نشد. 

هر پنج دقیقه یکی زنگ می‌زد که «هنوز نزاییدی؟»

دکترم گفت خیلی از مامان‌ها تا یکی دو هفته بعد از موعد هم زایمان می‌کنن و تا وقتی وضعیت مادر و جنین خوب باشه، جای نگرانی نیست.

همین حرف باعث شد کمتر استرس بگیرم.
 

نظر ماما:

تاریخ احتمالی زایمان فقط یک تخمین است و همه نوزادها دقیقاً در همان روز به دنیا نمی‌آیند. خیلی از مادران بین هفته ۳۹ تا ۴۱ بارداری زایمان می‌کنند و چند روز دیرتر زایمان کردن همیشه به معنی وجود مشکل نیست.

پزشک معمولاً بعد از رسیدن به هفته ۴۰، وضعیت حرکت جنین، مایع آمنیوتیک، ضربان قلب جنین و سلامت مادر را بیشتر بررسی می‌کند تا مطمئن شود همه چیز خوب پیش می‌رود.

اما اگر:

  • حرکت جنین کمتر از قبل شد،
  • کیسه آب پاره شد،
  • خونریزی داشتید،
  • یا دردهای شدید و غیرعادی را تجربه کردید،

حتماً بدون معطلی با پزشک یا بیمارستان تماس بگیرید.

 یادتون باشه: دیر رسیدن روز زایمان به این معنی نیست که شما کار اشتباهی انجام دادید یا حتماً مشکلی وجود دارد. خیلی از نی‌نی‌ها دوست دارند کمی بیشتر مهمان دل مامانشان باشند.
شما چند هفته و چند روز باردار بودید که نی‌نی‌تون تصمیم گرفت بیاد پیشتون؟
 

 تجربه شما:
اگر شما هم این شرایط را تجربه کردید، لطفاً برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید تجربه شما نگرانی یک مادر دیگه رو کمتر کنه. 

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
دکترم گفته بود وقتی:

  • دردها منظم شدن

  • هر ۵ دقیقه تکرار شدن

  • و با استراحت آروم نشدن

اون موقع وقت رفتنه.
همین قانون ساده خیلی کمکم کرد.

💬 شما کی رفتید بیمارستان؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
من سعی می‌کردم پیاده‌روی آروم داشته باشم، نفس عمیق بکشم و مثبت فکر کنم.
با نی‌نیم حرف می‌زدم و می‌گفتم منتظرشم 💗
نمی‌دونم چقدر علمی بود، ولی دلم آروم می‌شد.

💬 شما برای آرامش قبل از زایمان چی کار می‌کنید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
راستش یه‌هو دلم می‌گرفت و گریه‌ام می‌گرفت.
هم خوشحال بودم، هم می‌ترسیدم.
مامانم گفت اینا طبیعی‌ان، داری وارد یه مرحله جدید می‌شی.

💬 حال روحی شما تو این روزها چطوره؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
همیشه نگران بودم نفهمم کیسه آب پاره شده یا نه.
دکترم گفته بود اگر مایع شفاف و بی‌اختیار خارج شد، حتی بدون درد، باید سریع برم بیمارستان.
این حرف باعث شد خیالم راحت‌تر بشه.

💬 شما تجربه پارگی کیسه آب داشتید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
یه روز ترشح ژله‌ای با رگه‌های خونی دیدم و خیلی ترسیدم.
دکتر گفت احتمالاً «نمایش خونی» هست و دهانه رحم داره آماده می‌شه.
گفت ممکنه همون روز زایمان بشه یا چند روز بعد.

⚠️ اگر خونریزی زیاد بود، باید سریع بررسی بشه.

💬 شما هم این ترشح رو داشتید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
وقتی شکمم افتاد همه گفتن «دیگه الان می‌زایی!» 😅
ولی واقعیت اینه که برای بعضیا همون روزه، برای بعضیا هفته‌ها طول می‌کشه.
من فقط حس سبکی نفس و فشار پایین‌تر رو داشتم.

💬 شکم شما سمت پایین اومد؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
چند روز آخر دردهایی داشتم که می‌اومد و می‌رفت.
با استراحت یا تغییر حالت بهتر می‌شد.
وقتی با دوش گرم آروم می‌شد، فهمیدم هنوز زایمان واقعی نیست.

💬 شما چطور درد واقعی رو تشخیص دادید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
من از چند روز قبلش حس می‌کردم بدنم فرق کرده.
شکمم پایین‌تر اومده بود، نفس‌هام راحت‌تر شده بود ولی درد لگن بیشتر شده بود.
دکترم گفت اینا می‌تونه نشونه نزدیک شدن زایمان باشه، ولی زمان دقیقش معلوم نیست.

💬 شما چه نشونه‌هایی رو تجربه کردید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
واقعیتش ترسم بیشتر شده بود. شب‌ها به زایمان فکر می‌کردم.
دیدن تجربه‌های واقعی مامانا، نه فقط داستان‌های ترسناک، آرومم کرد.
به خودم گفتم بدنم بلده چی کار کنه 💗

💬 بزرگ‌ترین نگرانی شما تو این ماه چیه؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
دیگه معدم غذای سنگین رو تحمل نمی‌کرد.
سوپ، غذاهای آب‌پز، میوه و وعده‌های کوچیک کمکم کرد.
آب زیاد می‌خوردم تا یبوست هم کمتر بشه.

💬 غذای مورد علاقه‌تون تو این ماه چیه؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
ترشحات شفاف و بی‌بو داشتم که بیشتر شده بود.
دکتر گفت طبیعیه، فقط گفت حواسم به تغییر رنگ یا بو باشه.
ترشحات من یک مقدار هم بودار بود ولی خوب گفتن چیزی نیست و این‌جوری خیالم راحت‌تر شد.

 اگر ترشح خونی، سبز یا بدبو بود، باید بررسی بشه.

شما هم تغییر ترشحات داشتید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
خواب راحت تقریباً تبدیل به رویا شده بود 😅
حرکت جنین، تکرر ادرار، درد کمر… همه با هم.
بالش بارداری و چرت‌های کوتاه روزانه نجاتم دادن.
💬 شما چطور با بی‌خوابی کنار میاید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
وقتی دراز می‌کشیدم یا زیاد حرف می‌زدم، نفس‌هام کوتاه می‌شد.
دکتر گفت تا وقتی جنین پایین نیومده، این طبیعیه.
نشستن صاف و خوابیدن نیمه‌نشسته حالم رو بهتر می‌کرد.

💬 شما هم نفس‌تنگی دارید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
درد لگنم مخصوصاً موقع بلند شدن خیلی اذیتم می‌کرد.
دکتر گفت بدن داره برای زایمان آماده می‌شه و رباط‌ها شل‌تر می‌شن.
آروم بلند شدن و کم‌کردن حرکات ناگهانی کمکم کرد.

💬 شما این دردها رو کجا بیشتر حس می‌کنید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
من تو ماه هشتم حس می‌کردم جنینم مثل قبل لگد نمی‌زنه و بیشتر غلت می‌خوره یا کش میاد.
اولش ترسیدم، ولی دکتر گفت چون جا کمتر شده، نوع حرکت‌ها عوض می‌شه، نه اینکه قطع بشه.
حرکت روزانه باید هنوز حس بشه.

💬 حرکت‌های جنین شما تو ماه هشتم چه شکلیه؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
راستش از ماه هفتم، فکر زایمان افتاده بود تو سرم 😬
هر چی بیشتر می‌خوندم، هم می‌ترسیدم هم آروم‌تر می‌شدم.
حرف زدن با مامانای دیگه خیلی بهم آرامش داد.

💬 بزرگ‌ترین ترس یا نگرانی شما تو این ماه چیه؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
از ماه ششم کمردردم شروع شد، مخصوصاً شب‌ها 😖
مامام می‌گفت وزن شکم افتاده جلو و بدن داره خودش رو وفق می‌ده.
بالش زیر شکم و بین پاها خیلی کمکم کرد.

💬 شما برای کمردرد بارداری چی کار می‌کنید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
من بعضی وقت‌ها حس می‌کردم شکمم سفت می‌شه، مخصوصاً وقتی زیاد راه می‌رفتم.
اول ترسیدم، ولی بعد فهمیدم اینا همون انقباضات تمرینی (براکستون هیکس) هستن.
با استراحت و دراز کشیدن بهتر می‌شد.

⚠️ اگر دردها منظم، شدید یا همراه با ترشح غیرعادی بود، حتماً باید بررسی بشه.

💬 شما هم سفت شدن شکم رو تجربه کردید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
من تهوعم تا آخر ماه چهارم طول کشید 😖
صبح‌ها قبل از بلند شدن یه بیسکوییت خشک می‌خوردم، خیلی کمکم می‌کرد.
بعضی مامانا هم شنیدم تا آخر بارداری تهوع دارن، که واقعاً سخته.

💬 تهوع شما تا چند ماهگی طول کشید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
اوایل خیلی نگران شدم چون ترشحاتم بیشتر شده بود.
بعد فهمیدم ترشحات شفاف و بدون بو معمولاً طبیعیه و بدن داره از خودش محافظت می‌کنه.
ولی اگر رنگ، بو یا خارش داشت، حتماً باید به پزشک گفت.

💬 شما ترشحات بارداری رو چطور مدیریت می‌کنید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
من مخصوصاً تو ماه‌های وسط بارداری دردهای کششی زیر شکم داشتم.
مامام می‌گفت به خاطر بزرگ شدن رحم طبیعیه.
ولی دکترم تاکید کرد اگر درد شدید، مداوم یا همراه با خونریزی باشه، حتماً باید بررسی بشه.

💬 شما هم این دردها رو تجربه کردید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
از ماه ششم به بعد، دکترم تاکید کرد به پهلوی چپ بخوابم.
خودم هم حس می‌کردم وقتی طاق‌باز می‌خوابم، هم نفسم می‌گیره هم جنین کمتر تکون می‌خوره.
با یه بالش بین پاها خوابیدن خیلی کمکم کرد.

💬 شما چه حالتی راحت‌تر می‌خوابید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
من اولین بار حدود ۱۸ هفتگی یه حس قل‌قل یا ضربه خیلی آروم حس کردم.
اولش فکر می‌کردم گرسنگیه یا دل‌درده 😅
ولی دکترم گفت طبیعیه و بعضی مامانا حتی تا ۲۰ هفتگی هم متوجه حرکت نمی‌شن.

👩‍⚕️ اگر اولین بارداریه، معمولاً حرکات دیرتر حس می‌شن.

💬 شما از چند هفتگی حرکت جنینتون رو حس کردید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر